مرتضى راوندى
609
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
متفكر دستگاه . . . دسته ديگر هم اگر دو ماه رفتند زندان ، دوازده سال هروئين كشيدند كه چرا عقربه زمان بىاجازه آنها به عقب برگشته . . . » چنين است كه در دههء پنجاه ، گروه كثيرى از روشنفكران قضا و قدرى مىشوند و در تأييد برنامهء سياستزدايى رژيم شاه ، به خانقاهها روى مىآورند ، و با ادعاى نفى جهان و هرچه در اوست ، در رفاه مادى غوطهور مىشوند . در واقع متهمان اصلى ، روشنفكرانى هستند كه به سرنوشتى تن دادند كه برايشان تعيين كردند و به ورطهء پوچى و نفرت درغلتيدند . رحيمى با لحنى تند و بىگذشت به محاكمهء اين دسته از روشنفكران مىپردازد . مسعود - جامعهشناس پرمدعا - روز به روز خودفروشتر مىشود . زن از او جدا مىشود و به معلمى در منطقهاى دور افتاده مىرود ، بىآنكه از سرنوشت مسعود اطلاعى داشته باشد ، اما وقتى در اتاق بازپرس نامهء رئيس او - مسعود - را مىبيند ، به عاقبت او پى مىبرد . داستان با بازداشت معلم به دستور بازپرس نظامى پايان مىيابد . اتهام ، كوششى ناموفق در زمينهء آفريدن رمان اجتماعى است و نمىتواند چشماندازى جامع از انحطاط و تباهى يك دوران ارائه كند . مصطفى رحيمى در هيچيك از نمايشنامهها و داستانهاى كوتاه و بلندش فارغ از طرح مسائل اجتماعى نيست ؛ در نمايشنامههاى آناهيتا و تياله براى بيان واقعيت امروز از اسطورههاى باستانى ايران بهره مىجويد . در قصههاى آن دنيا ( 1356 ) واقعيت و خيال را درمىآميزد و به تمثيلهاى اسطورهاى و فراطبيعى و نقلهاى رئاليستى روى مىآورد . داستانهاى اين مجموعه با نثرى فراخور دورانهاى تاريخى گوناگون نوشته شدهاند . نويسنده با به كارگيرى نثر كلاسيك ، فاصلهء بين واقعيت و افسانه را حفظ مىكند و خواننده را ، در خيال ، به زمانهاى شكستهاى تاريخى ايران مىبرد . در « داستان خواجه بوسهل » كه مكاشفهاى در تاريخ و تمرينى در نگارش به شيوهء نثر تاريخ بيهقى است ، واقعيت از وراى پيام نويسنده رخ مىنمايد و خواننده را از فضاى افسانه به واقعيتهاى تلخ هم روزگار مىكشاند . داستان « پوست نبشته » نيز در سالهاى استيلاى اعراب بر ايران مىگذرد و جنگ عقايد بين دو برادر روشنفكر را توصيف مىكند . يكى ، از ستم مؤبدان ، به مهاجمان اميد مىبندد ، و ديگرى هردو دسته را دشمن مىداند ، زيرا معتقد است : اين مناديان برابرى نيز در مسند قدرت ، كم از گذشتگان نيستند . در بخش « قصههاى آن دنيا » معضلات امروز از راه توصيف صحنههاى آكنده از رمز و راز ، مطرح مىشوند و وقايع غيرعادى با رويدادهاى روزمره درمىآميزند . پس تعجبآور نيست اگر در « بازنشستگى » مأمور ارسال آدميان به بهشت و دوزخ ، در مفاهيم